مقدمه: نقش احزاب در نحوه شکل گیری انتخابات بر کسی پوشیده نیست. از این رو فعالیت و نقش احزاب در یک جامعه نشان از وجود دموکراسی در آن جامعه است. احزاب جزئی از ساخت دموکراتیک جامعه است که در فرآیند شکل گیری قدرت و در نحوه اعمال قدرت تاثیر می گذارند. این احزاب در هرم […]

مقدمه: نقش احزاب در نحوه شکل گیری انتخابات بر کسی پوشیده نیست. از این رو فعالیت و نقش احزاب در یک جامعه نشان از وجود دموکراسی در آن جامعه است.

احزاب جزئی از ساخت دموکراتیک جامعه است که در فرآیند شکل گیری قدرت و در نحوه اعمال قدرت تاثیر می گذارند. این احزاب در هرم قدرت از پایین به بالا قرار دارند؛ به عبارت دیگر مردم جهت به دست آوردن قدرت سیاسی تشکیلاتی ایجاد می کنند تا از طریق رقابت انتخاباتی میان احزاب قدرت را به دست آورند.

جمعی از کنشگران سیاسی در اردبیل بر این باورند که فضای انتخابات پیش رو فضایی سرد و یخ زده خواهد شد و احزاب تاثیری در انتخابات نخواهد داشت. حال برای اینکه بدانیم نقش احزاب و فعالیت های سیاسی آن در ایران و به تبع آن در استان اردبیل کمرنگ است یا نه؟ پای گفتگو با بهزاد خسروانی از فعالان سیاسی کشور و استان اردبیل نشسته ایم.

«بهزاد خسروانی» روزنامه نگار، پژوهشگر و تحلیلگر سیاست داخلی و حوزه خاورمیانه که سوابقی چون دبیر شورای هماهنگی اصلاح طلبان استان اردبیل، رئیس کمیته سیاسی شورای هماهنگی اصلاح طلبان استان اردبیل، دبیر کمیته انتخابات جبهه اصلاحات در استان اردبیل، عضو شورای سیاستگذاری حزب اراده ملت ایران در کشور، رئیس ستاد آرای هوشمند و معاون احزاب وگروه های سیاسی و دبیر اجرایی ستاد تبلیغات انتخاباتی حجه الاسلام و المسلمین دکتر حسن روحانی در استان اردبیل در انتخابات ریاست جمهوری 1392 و 1396 را در رزومه سیاسی خود داشته و اکنون نیز بعنوان دبیر جمعیت تولیدگرایان ایران در استان اردبیل و عضو حقوقی و سخنگوی شورای عالی اصلاح طلبان استان اردبیل به فعالیت تشکیلاتی و سیاسی می پردازد.

خلا پارادایم حلقه مفقوده هم افزایی در جامعه سیاسی ایران است

فضای سیاسی کنونی را چگونه تحلیل میکنید؟‌

همواره در هر ساختار سیاسی، وضعیت فضای سیاسی ناشی و تابعی از وضعیت فضای اجتماعی است و فضای اجتماعی نیز قطعا از وضعیت فرهنگی و نیز وضعیت فضای اقتصادی و معشیتی تاثیر می گیرد.

آنچه در فضای سیاسی کشور قابل مداقه می نماید، اینست که هنوز بعد از چندین دهه نمیدانیم دقیقا چه میخواهیم! و به سبب عدم تعریف نقشه راه در سطوح کلان، کنشگرهای سیاسی دایما در یک محیط سلبی و غیرهم افزا در حال حرکت بوده و مدام در حال مچ گیری از یکدیگر هستند. در واقع میتوان گفت احزاب و تشکل های سیاسی در فضایی قرار دارند که خلا پارادایم و الگوهای توسعه سیاسی احساس بخوبی قابل لمس است.

چنانچه اگر بستر لازم برای تعریف پارادایم مشخص در هر یک از جریانات سیاسی فراهم می شد قطعا فضا برای گفتگو و هم افزایی نیز پدیدار می شد و حتی ممکن بود فضای لازم برای به دستیابی به نوعی از هم پوشانی در موضوعات کلی و ملی نیز ایجاد می گردید.

متاسفانه خلا پارادایم و به تبع آن عدم تحقق هم افزایی باعث شده تا نه تنها توسعه پایدار و متوازن امری دور از دسترس قلمداد شود بلکه این اتفاق به جهت تقدم یافتن منافع و مطلبوات جناحی و جریانی بر منافع و امنیت ملی موجبات ایجاد شرایط رقابت در محیط سلبی و تحرکات در محیط مچ گیرانه فراهم ساخته است. نتیجه آنکه در چنین فضایی آنچه بیش از هر امر دیگر رخنمون خواهد شد چیره شدن اپورتونیسم با ابزارهای پوپولیستی و گاها افراطی گری و گاها ظهور و بروز نوعی از دسته های رانتیر و مافیا در محیط های اقتصادی است که با اهداف اقتصادی اغلب نامشروع در صدد تاثیر در محیط سیاسی خواهند بود و این امر رفته رفته به شکل گیری نوعی از دسته بندی های سیاسی با ماهیت الیگارشیک خواهد انجامید و قطعا ادامه چنین وضعیتی ره به تعالی نخواهد برد.

میزان رضایت مردم از انتخابات در چه حد است؟‌

چنانچه در شرایط و فضایی که خلا پارادایمی وجود دارد، فعالیت کنیم بدیهی است که شعارهای مطروحه و اهداف اعلامی جریانات سیاسی به صورت پوپولیستی مطرح می شود و اساسا قابلیت تحقق نداشته و مطرح کننده نیز تعهدی به تحقق آن شعارها نخواهد داشت به همین سبب وضعیت عدم تطابق ذهنیت و عینیت در جامعه پیش آمده و موجب اعتماد زدایی از جریانات سیاسی می گردد و تمام این اتفاقات نیز به سبب همان نکته ای است که قبلا عرض شد؛ خلا پارادایم!

از سوی دیگر به تعبیر بزرگان فلسفه در مقابل هر فضیلتی، دو رذیلت وجود دارد که این دو رذیلت همانا افراط و تفریط در همان فضیلت است و فضای سلبی و کشمکش های اوپورتونیستیک سیاسی در خلا تعریف پارادایم اساسا جامعه سیاسی را به افراط و تفریط هل می دهد و در نتیجه «قدرت طلبان بی تعهد» خروجی چنین سیکل معیوبی هستند که اتفاقا شرط بروز و بقایشان حفظ فضای افراط و ممانعت از ایجاد فضای آرام و ایجابی و معطوف به هدف است  بدیهی است جامعه ای که از چنین وضعیتی آسیب می بیند از جریانات سیاسی نیز سرخورده شود.

آیا موافق با عقیده برخی ها مبنی بر سرد بودن فضای انتخابات پیش رو هستید؟

موافق این موضوع نیستم و معتقدم فضای کنونی یک فضای ثابت نیست. فضایی که در حال حاضر در کشور وجود دارد به سبب مضایقی است که بصورت ناعادلانه و ظالمانه بر کل جامعه تحمیل شده بطوریکه وزیر امور خارجه آنرا هم طراز با تروریسم قلمداد می نماید لذا بنظر می رسد فاهمه ی سیاسی جامعه بخوبی متوجه است که این روند با قهر از صندوق نه تنها اصلاح نمی شود بلکه شرایط را برای بدتر شدن اوضاع فراهم می سازد لذا شخصا به فاهمه ی عاقله ای که در جامعه ایرانی بارها خود را نشان داده است.

اطمینان دارم و معتقدم موضوعات معیشتی و فشارهای تحریمی که الحق رنج فراوانی را برای کشور پدید آورده است دلیلی برای قهر از صندوق نیست اما این بدان معنا نیست که جریانات سیاسی نیز بی اشکال و مبرا از هر خطا هستند؛ مشکل اصلی فضای سیاسی کشور حذف سرمایه های سیاسی در سطوح ملی و منطقه ای است. اینکه مدام تلاش می کنیم با خدشه ای که به سرمایه های خود چه در فضای سیاسی چه در فضای انتخاباتی یا یک فضای رسانه ای وارد کنیم و آنها را از فضای سیاسی دور کنیم و جامعه را نیز بر علیه آنها تحریک کنیم نمود فضای سلبی در محیط سیاسی ایران است.

اما از سوی دیگر نیز نبایست در دام انحصار قدرت در شکاف نسلی باقی بمانیم؛ محیط سیاسی نیازمند بروز شدن با محیط نسلی مطالبات آن محیط است، نیازمند اصلاح و ویرایش و جبران کاستی هاست. بنظر می رسد بهتر باشد ریش سفیدان و ژنرالهای مستقر در کادر رهبری جریانات سیاسی کمی هم استراحت کنند و جوانان تازه نفس و نخبگانی که غالبا قابل رویت نیستند اما می توانند موثر باشند وارد عرصه شوند تا با مشاوره مجربین و ریش سفیدان و توان و تاثیر طیف جوان و نخبه خلا پارادایم ها و الگوها جبران شود و بتوانیم با هم افزایی جریانات سیاسی و ایجاد بستر اعتدال در کنش های جریانات سیاسی به همپوشانی و نقاط مشترک در امور ملی رسیده و برای امروز و فردا ترسیمی نو داشته باشیم.

عقیده شما در خصوص عملکرد دکه ای احزاب چیست؟

فعالیت و عملکرد احزاب قطعا دکه ای نیست. بدیهی است فعالیت احزاب بمانند فعالیت یک رسانه نباشد و شاید برخی ها انتظار داشته باشند که احزاب بمانند رسانه سریعا به موضوعات سیاسی واکنش نشان دهد. اما احزاب نه رسانه است و نه ستاد انتخاباتی و همیشه در حال رایزنی و جااندازی در یک فضای سیاسی است لذا نمیتواند فصلی و دکه ای عمل کند.

اساسا اینکه احزاب را موسمی ببینیم و معتقد باشیم احزاب و جریانات سیاسی کارکردی ندارند امری ممدوح و رو به تعالی نیست! منادیان این تئوری بهتر است به این پرسش پاسخ دهند که بفرض که احزاب و جریانات سیاسی را نیز از محیط عمل و کنش سیاسی به سبب ناکارآمدی کنار گذاشتیم، خب! آلترناتیو چیست!؟ آیا جایگزینی برای آن دارند؟

معتقدم اقل کاری که می توانیم انجام دهیم این است که همین کار تشکیلاتی نیم بند را رها نسازیم و به نسل های بعدی انتقال دهیم، موانع پیش روی کار سیاسی در جامعه ایرانی به سبب تجربیات متعدد تاریخی و نوستالژیک، موضوعات تقنینی و خیلی از مسایل دیگر -که یکی از آنها نیاز به بهسازی و ساماندهی از درون است- بسیار است اما این دلیل نمی شود که عدم کارایی خود را به عدم کارایی تشکل ها تعمیم دهیم.

در فضای سیاسی کشور نیازمند تغییر ماهیت هستیم و فضایی باید فراهم شود تا افرادی که به کارهای تشکیلاتی ارزش می گذارند و دیده نمی شوند پای کار بیایند.

آیا احزاب اردبیل بصورت تکنفره فعالیت میکند؟

بنده به عنوان یک کنشگر سیاسی به شدت مخالف اتلاق «تک مهر» یا «تک نفره» بودن یک حزب سیاسی چه در بین اصولگرایان و چه در میان اصلاح طلبان هستم. اساسا کارکرد تشکیلاتی احزاب را بایست تحت الگویی در سطوح ملی دید یعنی وقتی در سطوح ملی تعداد اعضای احزاب بصورت اقلی است، انتظار اینکه در سطوح منطقه ای اعضای چندین هزار نفره داشتن از شاخه های آن تشکل ها انتظاری دور از ذهن و منطق است.

ساخت تحزب در ایران بلحاظ تاریخی و تقنینی و موضوعات پارادایمیک امکان ارتباط گیری با کثرت هواداران را نداشته است و اساسا زمینه و بستر قانونی و فرهنگی این امر نیز هنوز مغفول مانده است.

دولت روحانی، دولت جناحی و یا اصلاح طلب نیست و دولت تدبیر و امید با منش اعتدال است. دولتی است که به تعبیر مرحوم هاشمی رفسنجانی از عقلای هر دو جناح سیاسی که مشی اعتدالی دارند بهره می گیرد تا هم افزایی و ثبات بیافریند و اساسا اگر هم نقدی متوجه دولت باشد، متوجه به هر دو جناح بعنوان مظروفان این ظرف است که نتوانسته اند با هم افزایی از فرصت پیش آمده استفاده لازم را در جهت خدمت رسانی به مردم ببرند. هرچند که در این میان توفیقات دولت موجب فراخی سینه اصلاح طلبان بعنوان حامیان سیاسی دولت نیز خواهد بود. در همین راستا استاندار اردبیل نیز بدیهی است که در انتخاب تیم کاری خود از هر دو جریان سیاسی بهره گرفته گرفته باشد و اصولا هم نمی بایست انتظار داشت که استاندار در چینش تیم کاری سلایق خود را لحاظ نکند.

از رای به روحانی پشیمان هستید؟

قطعا از رای خود به روحانی پشیمان نیستم و معتقدم مسیر حرکت دولت تدبیر و امید در محیطی مبتنی بر واقعیات بوده و دکتر روحانی برای حفظ نظام تمام تلاش خود را کرده است. البته شاید به دولت روحانی انتقاداتی هم باشد و مطمئنا این  انتقادات هم مطرح شده بطور مثال روحانی علیرغم میل خود هنوز نتوانسته به تعبیر خودش «پاشنه ورکشیده ها» و حامیان واقعی خود را بطور کامل در صدر امور ساندهی کند و شاید اگر در این یک فقره موفق عمل می کرد امروز دولت اینقدر احساس تنهایی و فقدان نمی داشت. اما پشیمان نیستم و روحانی همین بس که روحانی کشور را از خطر جنگ و تهاجماتی که تدارک دیده شده بود رهایی داده است هرچند که معتقدم دولت در حوزه های اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی نیز کارنامه ی ضعیفی ندارد.

اما عدم ارتباط با هوادار نیز بمعنای عدم وجود هوادار نیست. اینکه واژه های نامأنوس فوق را در مورد کار تشکیلاتی بکار ببندیم بگمانم بیش از آنکه ناشی از نوعی انتقاد باشد ناشی از موضوعات دیگری است که اجازه بدهید در این بحث به آن نپردازیم.

آیا عدم مشارکت مردم باعث پیروزی جناح راست می شود؟

قطعا خیر. معتقدم کثرت و قلت مشارکت ربطی به پیروزی یک جناح ندارد ضمن آنکه فعلا دوماه به انتخابات مانده و به حسب تجربه هرچند اقتصاد آسیب دیده است و مردم نیز از این امر در تنگنا هستند اما به سبب مولفه های مختلف بومی در سطوح محلی بنظر می رسد اقلا در استان ها مشارکت و حضور مردم در انتخابات کما فی السابق قابل ملاحظه باشد.

مشکلات پدید آمده اقتصادی و شرایط کنونی کشور  ناشی از دسیسه ها و فشارهایی است که در حق ملت ایران رواداشته می شود و جامعه ایرانی خیلی وقت است که با این امر کنار آمده و بعبارت بعتر هر چند این موضوع مطلوب نیست اما «مقاومت» در جامعه ایرانی امری درونی شده است. و فاهمه عاقله جامعه ایرانی بخوبی دریافته است که چنانچه پشت حاکمیت را خالی کند شرایط بهتر از این نمی شود لذا در انتخابات مشارکت خواهند داشت. هرچند که یک جریان اقلیت و افراط گرا مطلوب خود را در عدم حضور مردم در انتخابات تعریف کرده است و معتقدم قطعا به این مطلوب دست نخواهند یافت. اینکه منافع جریانی و سیاسی مقدم بر منافع و امنیت ملی بنا شود خود امری است که نیاز به مداقه ی جدی دارد.

بعنوان سخنگوی شورای عالی اصلاحات استان اردبیل عملکرد این شورا را چگونه ارزیابی می کنید؟‌

وظایف تشکیلاتی خود را در حد مقدورات و توان انجام می دهیم. شورای عالی اصلاح طلبان استان اردبیل (که مجموعه ای از 34 حزب، تشکل سیاسی و دانشجویی است) کاملا فعال است و برنامه های مشخص و متد لازم برای انتخابات پیش رو را تدوین کرده و بغیر از جلسات متعدد و منظم شورای عالی که بصورت مداوم و منسجم در حال برگزاری است، امورات اجرایی تحت چهار کمیته راهبردی، کمیته پایش، کمیته رسانه و کمیته شهرستان ها در حال انجام می باشد. هرچند که شورای عالی اصلاح طلبان برخلاف سایر جریانات سیاسی رقیب؛ کماکان دغدغه ی تایید صلاحیت کاندیداهای این جریان را دارد و چنانچه امکان حضور کاندیداهای مورد نظر در صحنه رقابت انتخاباتی فراهم شود، قطعا مدعی انتخابات هستیم و در تمامی حوزه های انتخاباتی کاندیداهای منتسب به جریان اصلاحات رقبای جدی خواهند بود. امیدواریم فضایی لازم برای رقابت اخلاقمدارانه پیش بیاید تا به رقابت بپردازیم. ذکر این نکته نیز خالی از موضوع نیست که تا این لحظه جمعبندی مباحث مطروحه در مرکز و نیز در سطح استان عموما تاکید بر اجتناب ازحمایت کاندیدای اجاره ای است.

عملکرد نمایندگان را چگونه ارزیابی میکنید و آیا این‌نمایندگان ؟‌

هرنماینده چه اصلاح طلب و چه اصولگرا نقاط ضعف و قوتی دارند و برای این ارزیابی بایست منتظر لیست نهایی شد.  بعبارت دیگر حضور یا عدم حضور ایشان در لیست انتخابات آتی نشانگر رضایت یا عدم رضایت از عملکرد ایشان خواهد بود.

عملکرد و انتصابات اخیر استاندار اردبیل را چگونه تحلیل می کنید؟

آقای بهنامجو در جریان دفاع مقدس یک سابقه خاص و ویژه دارد و آن اینکه با خون امضا می کند. معتقدم ایشان هنوز همان روحیه جهادی را بطور اخص حفظ کرده است و در امورات اجرایی در سطح مدیریت عالی استان نیز بطور بسیار صادقانه با همان روحیه و انرژی در حال تلاش است، بطور مثال در شرایطی که بودجه عمرانی و جاری منقبص است نیم نگاهی به هدفگذاری های استاندار اردبیل در حوزه های عمرانی و ایجاد اشتغال در حوزه های کشاورزی، صنعتی و کشاورزی بخوبی نشان می دهد که این تعیین و اعلام اهداف ابدا ناظر بر یک روحیه سیاسی نبوده و ناشی از یک انگیزه جهادی است و اساسا هم برای ایشان مهم نیست که خروجی ماجرا چه تاثیری بر محبوبیت یا عدم محبوبیت داشته باشد آنچه مهم است اهدافی است که در جهت خدمت به مردم تعریف می شود و برای تحقق اهداف مذکور نیز شب و روز تلاش می کند که این تلاش ممدوح و قابل تمجید است.

صداقت و جسارت بهنام جو در پیشبرد اهداف توسعه استان بر ناظرین امور پوشیده نیست، چرا که هیچ مدیرسیاسی در چنین شرایط اقتصادی برنامه ای را تعیین نمی کند که با شرایط اقتصادی کنونی مطابقت نداشته باشد و اگر هم تعیین کند حداقل اظهار نمی کند. اما بهنام جو صادقانه اهداف را تعیین و آنها را با شجاعت اظهار می کند و برای تحقق اهداف توسعه استان نیز با تمام وجود در تلاش و تقلا است. وجود ایشان برای استان یک فرصت طلایی است و امیدوارم در آینده افسوس نخوریم که چنانچه باید ایشان را همراهی میکردیم همراهی نکرده ایم و چنانچه بایست از این فرصت بهره می گرفتیم، غفلت ورزیده ایم.

(خبرنگار: شیوا نوری)

  پرینت
شناسه خبر : 698 | تاریخ انتشار : 01 دی 1398 - 8:08 | ارسال توسط :