1- انگیزه نگارش این تحلیل، ارائه کارگاه مجازی در روز هفتم فروردین ماه1401 برای تشکل های بسیج دانشجویی سراسر کشور، پیرامون بحران اوکراین می باشد. که آن را می توان نقطه عطفی در تحول روابط روسیه، غرب و ایالات متحده دانست که بیانگر اوج اختلافات و رقابت‏های ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک دو طرف می باشد.

یاداشت_شیوابیان،۱- انگیزه نگارش این تحلیل، ارائه کارگاه مجازی در روز هفتم فروردین ماه۱۴۰۱ برای تشکل های بسیج دانشجویی سراسر کشور، پیرامون بحران اوکراین می باشد. که آن را می توان نقطه عطفی در تحول روابط روسیه، غرب و ایالات متحده دانست که بیانگر اوج اختلافات و رقابت‏های ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک دو طرف می باشد.
۲-روابط روسیه و ایالات متحده، از اتحاد در جنگ جهانی دوم تا تخاصم و رقابت در دوران جنگ سرد و حتی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی نیز از پیچیدگی‏های خاصی برخوردار بوده و بخش‏های مهمی از تاریخ روابط دو کشور را تشکیل داده است. خوش‏بینی روس‏ها به رابطه با غرب بر اساس سیاست خارجی کوزیروف، به تدریج جای خود را به دیدگاه سنتی رقابت و تضاد داده و این دیدگاه با روی کار آمدن پوتین در روسیه و رخداد ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ تقویت گردید.
۳-اوکراین در زمان اتحاد جماهیر شوروی، از نظر سیاسی و اقتصادی پس از روسیه دومین قدرت بزرگ در آن مجموعه بود، اگرچه به لحاظ وسعت پس از قزاقستان در جایگاه سوم قرار داشت، اما ویژگی های ممتاز این کشور، هنوز برای روس ها و غربی ها از برجستگی های خاصی برخوردار است.
۵-اوکراین از چند جهت برای روس‌ها اهمیت زیادی دارد: از لحاظ تاریخی، روس‌ها به کی‌یف به مثابه خاستگاه تاریخی خود که اولین دولت روس در آن شکل گرفته است، می‏نگرند. از لحاظ مذهبی، کی‌یف خاستگاه و محل بنیان کلیسای ارتدوکسِ روسیه محسوب می‏شود. از لحاظ هویتی و فرهنگی، نزدیک ۲۰ درصد از جمعیت روس‏زبان اوکراین در بخش‏های شرقی این کشور پیوندهای فرهنگی، مذهبی و زبانی با روسیه دارند. از لحاظ اقتصادی، درصد زیادی از صنایع سنگین و مادر اتحاد جماهیر شوروی در اوکراین وجود داشته و پس از فروپاشی به اوکراین تعلق گرفت و از لحاظ راهبردی، اوکراین طی ۴ قرن گذشته، نقش حائل اروپا و روسیه را ایفا کرده و پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی نیز مرز اتحادیه اروپا با روسیه بوده است. بنابراین اوکراین به عنوان سنگرگاه روسیه در برابر ناتو و هم چنین دیوار دفاعی شرقی روسیه علیه اروپا عمل کرده است.
۶- هم چنین، به لحاظ ویژگی¬های جمعیتی و زبانی، اوکراین به دو دسته تقسیم شده است: یک دسته ساکنان بخش-های شرقی و جنوبی اوکراین که اکثراً روس زبان و بیشتر ارتدوکس می¬باشند و سخت طرفدار روسیه‌اند و دسته دیگر، ساکنان بخش¬های غربی اوکراین¬اند که بیشتر کاتولیک و طرفدار نزدیکی روابط با غرب می¬باشند. وجود این دوگانگی جمعیتی سبب شده است تا هر یک از این دو طیف گرایش به روسیه یا اروپای غربی را برطرف‌کننده مشکلات خود بدانند؛ به علاوه قرابت جغرافیایی اوکراین با قدرت¬های بزرگ، این سرزمین را به یکی از مهمترین کانون¬های اصطکاک قدرت¬ها تبدیل کرده است.
۷-کشور اوکراین با توجه به موقعیت خاص ژئوپلیتیکی که دارد، در سیاست خارجی روسیه و آمریکا از جایگاه مهمی برخوردار است، به طوری که پس از استقلال اوکراین، سیاستمداران کاخ کرملین، این جمهوری را ملتی مستقل از روس¬ها نمی¬پنداشتند. ایالات متحده آمریکا نیز با هدف برقراری هژمونی خود در صدد غربی‌سازی اوکراین و مقابله با نفوذ سنتی روسیه در این کشور بوده و خواهان الحاق آن به اتحادیه اروپا و ناتو می باشد.
۸-زبیگنیو برژینسکی در کتاب خود با عنوان شطرنج بزرگ تأکید می نماید که بدون حضور اوکراین، تمام تلاش‌های مسکو برای بازسازی نفوذ خود در قلمرو سابق اتحاد جماهیر شوروی شکست خواهد خورد. ایده اصلی این کتاب این بود که امریکا تنها زمانی می‌تواند جایگاه خود را به عنوان تنها ابرقدرت جهانی تثبیت کند که بتواند مانع ظهور ابرقدرتی در منطقه اوراسیا شود.
۹-با توجه به پیام مفصل پوتین به ملت روسیه، فقط یک چهارم سخنان پوتین درباره دونباس و اوکراین است. همه صحبت او با غرب و آمریکاست و جالب این که هیچ کشور غربی جز آمریکا را نام نمی برد. او تاریخ تحقیر شوروی و روسیه را روایت می کند، حال آنکه اوکراین در ترازی نیست که تحقیر تاریخی روسیه را موجب شده باشد. پوتین پازل بزرگی را در ذهن دارد و بر این باور است که پس از سال ها از فروپاشی شوروی، اکنون روسیه به بلوغ رسیده است و باید از ادامه حقارت خود توسط غرب پیشگیری کند. بنابراین به دنبال تضعیف ناتو، تسلط بر باب المندب، مهار بازیگران موثر منطقه ای و فرامنطقه ای است.
۱۰-علاوه بر تشدید رقابت‏های ژئوپلیتیک در مناطق مختلف و راهبردی جهان و عیان شدن ناتوانی امریکا در کنترل و مدیریت بحران‏های بین‏المللی، این تهاجم، ضربه مهلکی به اقتصاد روسیه خواهد زد و عدم دسترسی روسیه به فناوری غرب، باعث عقب ماندگی این کشور خواهد گردید، اگر چه قدرت‏نمایی روسیه در حوزه خارج نزدیک و احیای هویت روسی را به دنبال خواهد داشت.
۱۱-این تهاجم برای ایران نیز، پیامدهایی خواهد داشت. با تجزیه دو استان اوکراین و خودمختاری آن ها شکل¬گیری الگوی جدایی طلبی برای برخی اقوام و اقلیت های ایرانی تحت تاثیر فضاسازی رسانه ای غر بی ها محتمل است. هر چند عدم اعتماد به آمریکایی ها هم ظهور بیشتری پیدا می کند. اما ایران با توجه به تجربیات پیشین سعی دارد تا بازارهای خود را به گونه¬ای رقابتی تنظیم کند که علاوه بر حضور شرکت¬های غربی، روسی و چینی، منافع بیشتری را در قراردادهای آینده نصیب تهران کند. کاهش فشار بر ایران در بحران سوریه و حتی مساله برجام، افزایش قیمت انرژی و با تدبیر اندیشی مناسب، تغییر خطوط انتقال انرژی می تواند فرصت های خوبی در اختیار ایران بگذارد.
۱۲-پوتین در جریان امضای توافق الحاق کریمه، با تاختن به رویکرد یک جانبه‌گرایی در نظام بین‌الملل، گفت” غربی ها به رهبری آمریکا فکر می¬کنند که از سوی خدا مأمور شده‌اند تا دربارۀ سرنوشت مردمان دیگر تصمیم بگیرند. بنابراین، ایده نظام تک قطبی در حال فروریختن است و یکی دیگر از پیامدهای این بحران، شکل گیری نظام بین الملل تک-چندقطبی است.
۱۳- تحریم هایی که آمریکا و کشورهای اروپایی علیه روسیه اعمال کرده اند، منجر به جدایی روسیه از اقتصاد جهانی خواهد شد. سرمایه گذاری خارجی از بین خواهد رفت. به دست آوردن سرمایه بسیار دشوارتر خواهد بود. انتقال فناوری منجمد خواهد شد. بازارها به روی روسیه بسته خواهند شد، بازارهای گاز و نفت این کشور که فروش آنها برای نوسازی اقتصاد روسیه توسط پوتین بسیار مهم بوده است، دچار اختلال می گردد.
۱۴-همانطور که پل کندی مورخ در کتاب ظهور و سقوط قدرت‌های بزرگ استدلال می‌کند، کشورهایی چون روسیه تمایل دارند با جنگ‌های نادرست بجنگند، بار مالی را به دوش بکشند و در نتیجه خود را از رشد اقتصادی محروم کنند.اگر پوتین قدرت خود را حفظ کند، روسیه به یک کشور منفور تبدیل خواهد شد، یک ابرقدرت سرکش با ارتش متعارف تنبیه شده اما با زرادخانه هسته‌ای دست نخورده. در نهایت باید اذعان نمود که جنگ محکوم ومنفور است.

 

 

  پرینت
شناسه خبر : 7282 | تاریخ انتشار : 07 فروردین 1401 - 15:45 | 86 بازدید | تعداد دیدگاه : ۰ | ارسال توسط :
  • نویسنده : دکتر بهنام صحرانورد؛