شیوا بیان_ احد بهکش _این روزها با نزدیک شدن به آغاز سال تحصیلی، تبلیغات دانشگاه ها برای جذب هر چه بیشتر دانشجویان رو به فزونی دارد . تبلیغاتی که گاه تنزل سبک تبلیغی آنها، دل آدمی‌ را به درد می آورد چرا که شان و جایگاه علم در آن مراعات نمی شود . علم ، […]

شیوا بیان_ احد بهکش _این روزها با نزدیک شدن به آغاز سال تحصیلی، تبلیغات دانشگاه ها برای جذب هر چه بیشتر دانشجویان رو به فزونی دارد . تبلیغاتی که گاه تنزل سبک تبلیغی آنها، دل آدمی‌ را به درد می آورد چرا که شان و جایگاه علم در آن مراعات نمی شود . علم ، دانشجو و دانشگاه را ابزاری برای افزایش ثروت آن دانشگاه می داند و دانشگاهی را که قرار است مبنای علم باشد به بازار کسب و کار مشابهت می دهد . سخیف ترین مدل این تبلیغات آنکه با این عنوان می نویسند:” ترخیص از خدمت سربازی با ثبت نام در دانشگاه ….” جالب تر اینکه این فرار از سربازی نیز روشی برای ادامه تلاش و امکان پشت کنکور ماندن، برای رسیدن به رشته های خاصی از علوم‌ تجربی است . یعنی در وهله اول خود سیستم آموزشی عامل همراهی کننده ی این موضوع می باشد .

به گزارش شیوا بیان اردبیل، بی تردید اوضاع سیستم های آموزشی مان دچار نارسایی می باشد، از گلوگاه کنکور هر چه به سمت تحصیلات عالی حرکت می کنیم این نارسایی را بیشتر حس می کنیم .کاهش گرایش به علوم فنی و پایه در نظام آموزشی مشهود است از طرفی هر چه پیشتر می رویم، ضعف رابطه صنعت و دانشگاه نیز بیشتر به چشم می آید. همین موارد کافی است که به مدار توسعه ایی کشور آسیب وارد شود .

سالانه یک جمعیت بالای ۴۰۰ هزار نفری پشت کنکور می مانند تا به رشته های خاصی از علوم تجربی دست یابند .نکته قابل توجه آنکه تعداد بالایی از این افراد، رشته های مفید فنی و پایه ایی را نیز در دانشگاه طی کرده اند و به نوبه خود جزو دانشجویان موفق نیز بوده اند اما ریشه ی این یاس از موفقیت خویش و عدم اعتماد به نفس از کجا نشات می گیرد؟ چه آسیبی بر نظام آموزشی سایه افکنده که تنها راه نجات را در رشته های تجربی جست و جو می کنیم و هنر ، صنعت ، علوم انسانی و … را به وادی فراموشی سپرده ایم ؟ ادامه مسیر به این رویه چه تهدیداتی را متوجه فرهنگ خواهد کرد؟

هر چند نفس گرایش به علوم تجربی را آسیب نمی دانیم چرا که ایران کشوری است با علم ، فرهنگ و سابقه چندین هزار ساله پزشکی ، لذا گرایش به مباحث علوم تجربی در یک معنا ریشه در تاریخ این ملت دارد . تاکید بر عدم گرایش تام و گسترده به رشته تجربی به معنای تخفیف و یا تقلیل این علم نیست، لیکن مراد این است که پیشرفت کشور در گرو توسعه متوازن و هماهنگ تمامی علوم می باشد . به همان میزانی که به پیشرفت در حوزه علوم پایه معتقدیم، به ترقی در عرصه های پزشکی نیز باور داریم. تمامی علوم جایگاه رفیع و مبارکی دارند اما باید نگاهمان به پیشرفت های علمی ، نگاه همسان در تمامی حوزه های آن باشد .

از طرفی در نگاه یکسان به علوم، توزیع مناسب و عادلانه امکانات آموزشی نیز دخیل می باشد . اما پراکنش توزیع امکانات آموزشی بعضاً به صورت عادلانه صورت نپذیرفته است و این از ضعف های سیستم آموزشی می باشد . اگر کمی بخواهیم ریز تر بشویم ، مثلا در حدود آموزش و پرورش، اساتید به نام و مطرح زیست ، ژنتیک ، جبر و… دروس تخصصی را در تهران تدریس می کنند در عین حال امکانات و بسترهای آموزشی نیز در آنجا به وفور فراهم است. حال این شرایط را مقایسه کنیم با فضاهای آموزشی مناطق محروم که گاهاً حتی وسایل سرمایشی و گرمایشی مناسبی نیز ندارند ! اینکه ظرفیت های آموزشی در یک نقطه ی خاص کشور تجمیع شود با عدالت آموزشی در تعارض است ، امکان گردش مالی که در تشکیل کلاس ها و جذب اساتید خاص در شهرهای بزرگ موجود است در شهرستان ها امکان پذیر نمی باشد ، نوع و کیفیت تغذیه دانش آموزان مناطق محروم را نیز به این مهم اضافه کنید .

حال سوالی که مطرح است ، این است که آیا آموزش و پرورش و سیستم آموزشی تنها مسئول  نارسایی های آموزشی می باشد؟ باید گفت که نگاه جزیره ای به این موضوع خبط است . هر چند نوع مشاوره های تحصیلی در دبیرستان ها از یک بعد بر انتخاب گرایشات تحصیلی جهت دهی می کند ، اما این مطلب علت ناقصه بحث می باشد و ما باید در پی یافتن علت های تامه این موضوع باشیم . یکی از برنامه های استعماری غرب برای دنیای شرق این است که علوم تجربی را نجات آفرین ، عامل وصول به مقصودهای دنیوی و کلید بهشت معرفی نماید و بدین طریق از رشد علمی همه جانبه کشورهای شرقی ممانعت ورزد، متاسفانه عده ایی از سبکباران ساحل ها در داخل نیز به این موضوع دامن می زنند . باید بدانیم از سبک زندگی مسئولان گرفته، تا صدا و سیما ، رسانه های دولتی حتی برخی از مدل های تبلیغاتی دینی ، تمامی متولیان درگیر در امر آموزش و تربیت و… بر این موضوع اثر گذار بوده اند . باید آسیب شناسی کنیم سابقه برتریت علوم تجربی نسبت به سایر علوم از کجا شروع شده است ؟ اینکه سالانه بالای 65 درصد داوطلبان کنکور گرایش به رشته تجربی دارند ، آیا این مبین یک روح آشفته در فضای آموزشی نیست ؟

از طرفی شرایط اشتغال نیز به این موضوع دامن می زند و دولت باید برای اشتغال یکنواخت تمامی دانش آموختگان تدبیری اندیشه کند . اگر اشتغال ، منابع مالی و بازار کار به طور متوازن در بین رشته های تحصیلی برقرار باشد ، قدر مسلم این میزان صف بندی را در رشته های علوم تجربی شاهد نخواهیم بود . تمامی متولیان تربیتی در نارسایی امروز سیستم آموزشی مسئول هستند . مگر نه این است که علم خشیت می آورد ، ثروت استغنا می آورد ، اما ما به این معظل مبتلا شده ایم که علم را ثروت خیز بدانیم در حالی که علم در اصل معرفت می آورد .

نتیجه آنکه ، باید کار فرهنگی بسیاری در این راستا انجام دهیم . خوان علم را مجرایی برای کسب معرفت بدانیم نه ثروت ، چرا که ثروت نمی تواند محافظ اخلاق باشد . اینکه علم ثروت آفرین باشد خوب است اما اینکه نگاه به علم صرفا بعد نان آوری آن باشد، اشتباه است . باید اول علم را خشیت خیز بدانیم سپس ثروت خیز . مسئولان فرهنگی بایستی بیشتر بر روی این موضوع کار کنند . در غالب سریال های تلویزیونی زندگی های مرفه و یخچال های پر از میوه متعلق به پزشکان است ، آیا این ناخواسته به نوعی تبلیغ سمت و سوی زندگی نیست؟ حال انتظار دارید جوانان سراغ علوم پایه بروند؟ و از این منظر باید منزلت اجتماعی عالمان ، معلمان و مهندسان را با کارهای فرهنگی و تبلیغی به نمایش بگذاریم .

 

http://www.khoozna.ir/view-89612-.html

  پرینت
شناسه خبر : 842 | تاریخ انتشار : 05 شهریور 1399 - 1:07 | 49 بازدید | تعداد دیدگاه : ۰ | ارسال توسط :