وقتــی پســرم پــای میــز محاکمــه رفــت نمیتوانســتم از خون عادل بگذرم گفتم رضایت نمیدهم و برایش قصاص خواستم. هرچقدر هیأت صلح و ســازش از من خواستند که رضایت بدهم قبــول نکــردم.

به گزارش شیوابیان: همزمان با انتشــار خبر آزادی یــک زندانــی بــا رضایت اولیــای دم در صفحــه حــوادث روزنامه ایران، زن میانســالی که پســرش به قتل رسیده بود نیز با مراجعه به دادگاه از قصاص قاتل پسرش گذشت کرد. روز گذشــته ایــن مــادر اردبیلــی دربــاره جزئیــات ماجــرا بــه خبرنگار «ایران» گفت: ســه ســال قبل در دی ســال ۹۷پســرم در جریــان یــک درگیــری بــا بــرادر بزرگترش بــا قیچــی خیاطی به قتل رســید. پســرم عادل ۴۲سال داشت و برادرش که عامل قتل بود، ۴۳ســاله اســت. من ۶پســر و دو دختر دارم اما بعد از کشته شدن پسر کوچکم زندگیام سیاه شد. او پسر خیلی مهربانی بود، همیشــه به من رســیدگی میکرد و هرچه از او میخواســتم برایم انجــام میداد. پســرم ازدواج کــرده و دو فرزند داشــت و در بنگاه املاک کار میکرد. پســر دیگرم هم میوه فروشــی داشــت. آنها به خاطــر اینکــه فقط یک ســال با هم اختلاف ســنی داشــتند خیلی بــا یکدیگر رابطهشــان خوب بــود حتی در یک ســاختمان زندگی میکردند اما نمیدانم چه شد که روز حادثه با هم بحث کردند. عروسهایم خانه نبودند، پسر بزرگترم قیچی خیاطی را از روی پیشــخوان آشپزخانه برداشت و به گردن برادرش زد. وقتی نوهام به سراغ من آمد و گفت پدر و عمویش درگیر شدهاند خودم را به آنجا رساندم و با دیدن پیکر خونین پسرم از حال رفتم. من از آن روز زندگیام سیاه شد و داغدار پسرم شدم.
وقتــی پســرم پــای میــز محاکمــه رفــت نمیتوانســتم از خون عادل بگذرم گفتم رضایت نمیدهم و برایش قصاص خواستم. هرچقدر هیأت صلح و ســازش از من خواستند که رضایت بدهم قبــول نکــردم. من شــب و روز فقــط گریه میکــردم. نــوه هایم از قصــاص عمویشــان گذشــتند اما من دلــم راضی نمیشــد حتی پســرم را پارســال پــای چوبه دار هــم بردند ولی با وســاطت گروه بخشــایش صبــر بــه او مهلــت دادم و دوبــاره به زندان برگشــت. خیلی ســعی داشتم پســرم را ببخشــم اما نمیتوانســتم تا اینکه هفته گذشــته خبر رضایت یک خانواده که دخترشــان کشته شده بود را در صفحه حوادث روزنامه ایران خواندم. آنها به دامادشان که ۱۱سال به عنوان قاتل در زندان بود، رضایت داده بودند. وقتی ایــن خبر را دیدم خیلــی تحت تأثیر قرار گرفتــم و با خودم گفتم وقتی آنها توانستند از دامادشان بگذرند، من چرا از پسرم نگذرم و بــه او مهلــت زندگی ندهــم بنابراین با مســئولان هیأت صلح و ســازش تماس گرفتــم و گفتم میخواهم رضایــت بدهم حالا از این بخشیدن خوشحالم اما تا ابد داغدار پسر کوچکم هستم. عروس این خانواده نیز در حالی که از مادرشــوهرش قدردانی میکرد به «ایران» گفت: در این ســه سال خیلی عذاب کشیدم از طرفی شــوهرم و پدر فرزندانم پای چوبه دار بود و از طرفی وقتی همســر مقتول و فرزندانش را میدیدم شــرمنده بودم و خودم را جای آنها یگذاشــتم. با این حال هرگز خانواده همســرم به من بی احترامی و توهین نکردند و به خاطر اینکه از قصاص همسرم گذشتند تا ابد قدردان آنها هستم.

  پرینت
شناسه خبر : 3857 | تاریخ انتشار : 24 آبان 1400 - 12:10 | 233 بازدید | تعداد دیدگاه : ۰ | ارسال توسط :