ادب مرد به ز دولت اوست!
- شناسه خبر: 15295
- تاریخ و زمان ارسال: ۱۱ آبان ۱۴۰۵ ساعت ۸:۲۲
- بازدید : 16 بازدید
- نویسنده: مدیر سایت

یادداشت/حمید رستمی
فردی که در تمام این چهار دهه در ساختار جمهوری اسلامی یا نماینده مجلس بوده یا نماینده ساز، یا معاون استاندار بوده و یا معاون ساز و مدیرساز، پشت تریبونی مقدس از چنان الفاظی برای مدیران و مسئولان جمهوری اسلامی استفاده میکند که حتی همفکرانش هم توان حمایت از گفتههایش را ندارند و استفاده از آن افعال حتی برای مخالفان نظام هم قفل است. کسی که بدیهیات دین مبین اسلام در مورد برادران دینی اش را نادیده انگاشته و آرزوی مرگ بر مجلس و مرگ بر مسئولان نظام دارد و از فعلی برای وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی استفاده میکند که در زبان ترکی فقط برای گشت و گذار بیهوده «سگ» از آن استفاده میشود. آن هم نه حیوان نجیب که به وفایش شهره است بلکه حیوانی که از نظر شرع نجس است.
برای معاون اجرایی رئیس جمهور و محمدرضا باهنر از صفت دیوانگی استفاده میکند، همان «باهنر»ی که تا همین چند ماه پیش از ستونهای خیمه اصولگرایی بوده و سالهای سال در مجلس شورای اسلامی مغز متفکرشان در تقابل با هر نوع تفکر اصلاحی قلمداد میشد اما وقتی ذره یی از استاندارد مورد نظر آقایان خارج می شود به سفاهت متهم می شود.
استفاده از فعلی مخصوص مرغ و خروس برای فرزند رئیس جمهور و معاونش نه اصالت نقد را تثبیت میکند و نه تاثیرگذاریش را تشدید، بلکه عصبانیت و تحلیلِ بغضدار گوینده را منعکس میکند که سپهر وسیع جمهوری اسلامی با سلایق و تفکرات گوناگون را در چند نماینده متعلق به جبهه پایداری محدود میکند که نه در سوابق انقلابیگری و جنگ، نه در ادب و نزاکت و دینداری به گرد پای دیگر گروههای فعال در چهارچوب این نظام استکبار ستیز نمیرسند.
سالهای سال نه در ادبیات امام خمینی کبیر، نه در مکتب امام شهید کمترین نشانه یی از عصبانیت و کلمهیی خارج از ادب و نزاکت مشاهده نشده و همواره الگویی برای آموزه ها و آرمانآرمانهایشان بوده اند و نسل جوان مفتخر به داشتن پرچمدارانی چنین نیک سیرت و اخلاقمدار. حتی جناب رئیسی که این گروه همواره سنگش را به سینه می زنند و خود را وصل به ایشان می دانند، هیچگاه در سخنرانی هایشان در برابر منتقدان و مخالفان از این الفاظ و تعبیرات استفاده نکردند، حالا چرا چنین شده و به جایی رسیده ایم که کلام نقد آغشته به توهین آمیزترین تعبیرات و تشبیهات شده خدا می داند.
مگر همین دوستان شهید علی لاریجانی و شهید کمال خرازی را آماج تیرهای انتقادشان نمی کردند؟ چگونه شد که آنها در خط مقدم مبارزه با دشمنان این نظام به دیدار معبود شتافتند و حالا کسانی در نوبت قرار دارند که یکی متهمشان می کند به سازشکاری و آن دگر در لیست ترور قرار می دهد.








